من...ماشین...کلاچ...گاز....سیگار ...موسیقی....بارون....تو...تلفن....من.....بارون...سیگار موسیقی ....اشک...سیگار...سیگار ..بارون....جدول.......تققققققققققق
عصر اون روز زیر بارون رو به من برگردون...گفتی که عاشقمی یادت میاد....فال خوب توی فنجون و به من بر گردون....
من...نت....سیگار ...چای ...ماه رمضون....تو....تو....تو
راستی الهام عزیزم هم داره ازدواج میکنه...و خودش خوشحالی منو میدونه...
پ.ن. و باز هم راستی اگر روزی آمدید و من در پستویی دور از چشمان همیشه نافذ شماپنهان بودم...یا هیچ نبودم اصلا..هوای عشق را داشته باشید.....
زتتون زیاد
....و جمال چهره آبی عشقی که مدتهاست پیدایش نیست را جمیعا صلوااااااااااات........
آه ای خدا عجب عالمی داره دلتنگی......( و البته بی برنامه گی)
پ.ن.این یک پست موقت است.