تبليغاتX
NO NAME

این ترانه تا همیشه تو رو یاد من میاره

یاحق

من واسه تو چی ام؟  پدر؟

نه !نشونه ام  یه نشونه واسه جدایی از مادر؟

حالا هی من رو میبینی بزن زیر گریه  ....نه من دل جدا کردن هیچکی  رو از دلبستگی هاش ندارم.....

پ.ن. زیادم مهم نیست کسی بفهمه من چی میگم....ولی این خیلی روشنه

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 9:16 توسط بارسا |

یاحق

مثل دیوونه ها هی این ور هی اون ور هی این مغازه هی اون مغازه هی این ویترین هی اون ویترین اونم فقط بین چهارتا طلا فروشی تازه اونم با چه ذوق و شوقی...

آقا دنیایی داره دنیای زنها و طلا...

یکی میگفت زنها تو طلا فروشی ها میچرن نزن نزن بابا من نمیگم که؟؟؟

پ.ن. خانومهای محترم دقیقا مبلغ دو میلیون و سیصد و شصت هزار تومان در این تعاونی چند منظوره وام بلاعوض صرفا جهت خرید انواع طلا و جواهرات (هرچند ناچیز)منظورگردیده است...هرکی میخواد یالاااااااااااااابدو بابا ...

پ.ن. اقایون خاک برسرمون جمیعآ

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 9:36 توسط بارسا |

یاحق

عجب نگاهی داشت مسخ چشمان زیبایش شده بودم......عجیب...

دلم رو برده بود دخترک چشم سیاه

ولی افسوس......و صد افسوس که فقط یکسال ونیم داشت

عالمی دارد دنیای عاشقیت ما

+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 11:48 توسط بارسا |

یاحق

کو کجاست کودکیم.....طعم گس مداد رنگی در عطر بیادماندنی کلاس مدرسه قدیمی...

کو کجاست کودکیم....زخمهای شیرین همیشگی سر زانوانم..

کو کجاست کودکیم....و من دکتر همیشگی بازی های کودکانه..

دلتنگ خاک کوچه ام ...دلتنگ کودکیم....

من نمی خواهم بزرگ باشم.....نمی خواهم

در پی گریستنی بی سوالم کاش کودکی بودم هنوز....

+ نوشته شده در دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 13:11 توسط بارسا |