ناصریا....ناصریا.....ناصریا......
ناصریا....ناصریا.....ناصریا......ناصریا
ناصریا
ناصریا....ناصریا.....ناصریا......
ناصریا....ناصریا.....ناصریا......ناصریا
ناصریا....ناصریا.....ناصریا......ناصریا
....حالا بهش مجوز کنسرت بدید...!!!!!
دیروز یه نامه داشتم.....ایمیل نه...نامه....به سبک کاغذ و خودکار!!
نامه اینجوری شروع شده بود..؟
شکسته باد دستان من که تورا برای همیشه به خاک سرد سپردم......
قهوه روی میز که دیگه سرد شده......
حس تلخی توی دهنت موج میزنه....
و ...عطر تلخ فیلترهای سفید سیگار....
خبر خیلی تلخ بود.....تلخ......تلخ...........بابک بیات هم رفت...........
همیشه قصه تموم میشه....همیشه
این قصه هم تموم شد...حالا یه قصه جدید...کی؟ کجا؟
شاید.......حالیته کوچولو....!